على محمدى خراسانى
44
شرح منطق مظفر (فارسى)
مطلب چهارم : آيا جهل مركب از اقسام علم است يا از اقسام جهل ؟ دانشمندان علم اصول مىگويند : « القطع او العلم حجة بذاته » . منظور ايشان از علم يا قطع ، مطلق اعتقاد جازم است اعمّ از اينكه اين اعتقاد مطابق با واقع باشد . كه نامش يقين است . يا مخالف با واقع باشد . كه نامش جهل مركب است . اصوليين روى عنوان قطع و اعتقاد جزمى تكيه دارند و شاهد ، قول مرحوم مظفّر است : « مما يجب التنبيه عليه ان المراد من العلم هنا هو القطع اى الجزم الّذي لا يحتمل الخلاف و لا يعتبر فيه ان يكون مطابقا للواقع في نفسه و ان كان في نظر القاطع لا يراه الا مطابقا للواقع فالقطع الّذي هو الحجة تجب متابعته اعم من اليقين و الجهل المركب يعنى ان المبحوث عنه هو العلم من جهة انه جزم لا يحتمل الخلاف عند القاطع » . « 1 » و امّا از ديدگاه منطقيين : مشهور مناطقه و بلكه اجماع مناطقه بر اين است كه : تصديق چهار شعبه دارد كه عبارتند از : 1 . يقين . 2 . تقليد . 3 . جهل مركب . 4 . ظن . منطقيين جهل مركّب را هم از اقسام تصديق مىدانند ، مرحوم مولى عبد اللّه يزدى هم در رابطه با تعريف يقين به اين امر اشاره كردهاند ، كه جهل مركّب هم نوعى علم تصديقى است . و عمده دليل مشهور بر اينكه جهل مركّب هم نوعى علم تصديقى است آن است كه مىگويند : در جهل مركّب هم اعتقاد و جزم و تصديق و حكم و اذعان به نسبت و اعتراف و قناعت نفس ، و خلاصه هر تعبيرى كه در ساير تصديقات باشد در اين هم وجود دارد . اگرچه اين اعتقاد بر خلاف واقع باشد ولى وجود دارد . هر كجا تصديق بود علم و ادراك هم هست ، كه يا خود همان حكم و تصديق است ، و يا مستلزم تصديق است . مرحوم مظفر مىفرمايند : به عقيدهء ما جهل مركّب از اقسام جهل تصديقى است نه از اقسام علم تصديقى . به دليل آنكه اگر در تعريف خود علم دقّت كنيم ، دور بودن مدّعاى مشهور از صواب و حق ، و نزديك بودن مدّعاى ما به حقّ را اثبات مىكند . در تعريف علم حصولى گفتيم : « حضور صورة الشىء عند العقل » . يعنى : علم حقيقى و به معناى واقعى كلمه عبارت از
--> ( 1 ) . اصول فقه ، ج 2 ، ص 21 ، پاورقى .